مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار فرج تمثیل زیبائی دارند که نقل آن آموزنده است: سلام از استرس معدم داره سوراخ میشه ....کسی میدونه استرس رو چطور میشه کم کرد؟؟ وای استرس خیلی بده...حالا بدتر از اون سرخی بعد از استرسه ..خدایای اینو کجای دلم جا بدم آخه...ایکاش یه چیزی بودد این رو بر طرف میکرد ......:(( در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا از او پرسید: که چرا این همه سختی را متحمل مورچه گفت: معشوقم به من گفته است اگر این کوه را جابجا حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم. حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، رسول خدا صلی الله علیه و آله اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا مرگ بهترین ابتکار زندگی است. او مامور تغییر آن است. در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر و این همان چیزی است که در قرآن آمده سورة مبارکه الرحمن سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳: نظر یادتون نره هااااااااااا...... در داستان جالبى از حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است که روزى رو به سوى مردم کرد و فرمود: به نظر شما امید بخشترین آیه قرآن کدام آیه است ؟بعضى گفتند آیه”ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء”(خداوند هرگز شرک را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه ۴۸ امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست . بعضى دیگر گفتند آیه “قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم”(اى بندگان من که دراثر گناه،بر خویشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت خدا همه گناهان را می آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه۵۳ امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نیست ! بعضى دیگر گفتند آیه “و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله”(پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى کنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه کسى است جز خدا که گناهان را بیامرزد) و فرمود: اى على! آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرده و بشیر و نذیرم قرار داده یکى از شما که برمی خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش می ریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا می شود از نمازش کنار نمی رود مگر آنکه از گناهانش چیزى نمی ماند، و مانند روزى که متولد شده پاک مى شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بکند نماز بعدى پاکش میکند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد. سلام... دلم گرفته ...امروز از اون روزاست .....واقعا چرا دل آدم میگیره...هیچیم دلم نمیخواد ..که بگم داره بهانه می گیره....معلوم نیست چشه.... اگه بیکار بودم می گفتم از زور بیکاریه ...ولی وقت سر خاروندنم ندارم .... دیروز تا اومدم خونه ..دیدم همه دم در خونه جمعن ...گفتم چی شده گفتن ..پسر خاله کوچیکه 4 سالشه ...گم شده ..خودش راه افتاده رفته ..معلوم نیست کجا ..دیگه کفشامم در نیاوردم ..رفتم این ور اون ور کلی گشتم ...همه داشتن میگشتن ... موقعی که داشتم میگشتم ..متوجه شدم حتی یه فکر امیدوار کننده به ذهنم نمیاد ...همش میگفتم ..دیگه پیدا نمیشه ..بردنش ..دزدیدنش.... ولی خدا رو شکر بعد 3 - 4 ساعت پیداش کردن .... بعد پیدا کردن ...دیدن داره گریه میکنه ...بهش گفتن ..یوسف کجا بودی ؟چی شد ؟کی آوردتت اینجا؟ قربونش برم ..انقد بامزه میگفت ..گفت یه آقایی گفت داری کجا میری منم گفتم خونه ...گفت گم شدی ؟اینم گفته نه..بعد سوار تاکسی کردتش برده بود ایستگاه پیاده کرده بودتش..
مرحوم حاج اسماعیل دولابی می فرمایند:
پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت اینجا را مرتب کنید تا من برگردم
خودش هم رفت پشت پرده.
از آنجا نگاه میکرد میدید کی چه کار میکند، مینوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند
یکی از بچهها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی.
یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید
یکی از بچهها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمیگذارم کسی اینجا را مرتب کند.
یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمیگذارد، مرتب کنیم.
اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب میکرد همهجا را
میدانست آقاش دارد توی کاغذ مینویسد
هی نگاه میکرد سمت پرده و میخندید. دلش هم تنگ نمیشد.
میدانست که آقاش همین جاست
توی دلش هم گاهی میگفت اگر یک دقیقه دیرتر بیاید باز من کارهای بهتر میکنم
آن بچه شرور همه جا را هی میریخت به هم، هی میدید این خوشحال است، ناراحت نمیشود
وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد....
ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود،
کلی چیز گیرش آمد...
" زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش "
شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش
نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن
خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید... ![]()

![]()

کردن خاکهای پایین کوه بود.
می شود؟
کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا
کنم.
دهی.
کوه را
جابجا کرد.
پیامبری را
به خدمت موری در می آ ورد.
فرمودند:
یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛
خدا را بخوانید
و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب
غافل بی خبر نمی پذیرد.![]()
سخنانی از استیو جابز در دانشگاه استنفرد سال ۲۰۰۵
هیچ کس نمی خواهد بمیرد. حتی افرادی که می خواهند به بهشت بروند حاضر نیستند به خاطر آن بمیرند. و همچنین مرگ مقصدی است که همه ی ما در آن شریک هستیم. هیچکس تا به امروز از آن فرار نکرده است. و باید هم چنین باشد. چرا که مرگ بهترین ابتکار زندگی است. او مامور تغییر آن است. او افراد قدیمی را از صحنه پاک می کند تا راهی برای افراد جدید باز شود. در حال حاضر فرد جدید شما هستید٬ البته نه خیلی دور از زمان حال٬ شما به آن فرد قدیمی تبدیل شده و می بایست که از صحنه پاک شوید. متاسفم که انقدر دراماتیک صحبت کردم. اما این یک واقعیت است.
زمان شما محدود است٬ پس سعی نکنید زندگی فرد دیگری را انجام دهید. به دام عقاید متعصبانه نیافتید – چرا که زندگی کردن با نتایج عقاید دیگران است. نگذارید صدای ناهنجار نظرات دیگران صدای شما را از بین ببرد. و مهم تر از هر چیز دیگری٬ شجاعت آن را داشته باشید که دنبال آن چیزی که قلب و بینش تان می گوید بروید. آنها یک جورایی همیشه می دانند که شما به دنبال چه چیزی هستید. همه ی چیزهای دیگر در درجه دوم قرار دارند.
![]()
دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با
هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.
است.
مَرَجَ
الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ
آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ
(۲۲)
۱۹٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰٫ اما میان آن
دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را
انکار مىکنید؟ ۲۲٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج مىشود.
« و هو
الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما
بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان
کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار
داد.


![]()
امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه”و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما” (هر کس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه ۱۱۰
سوره آل عمران آیه۱۳۵
باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست . در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه کردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم . امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم که فرمود:
امید بخشترین آیه قرآن این آیه است
“واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرى للذاکرین
سوره هود آیه ۱۱۴
بعد فرمود: یا على جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حکم را دارد.
![]()


![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
